السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)
141
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)
143 - ( 2 ) در كتاب دعائم الاسلام روايت مىشود كه : « از امام صادق عليه السلام دربارهء شخصى سؤال شد كه تا سررسيد معين از ديگرى مالى طلبكار است . آنگاه نزد بدهكار مىرود و مىگويد : فلان مبلغ به من نقد بپرداز و بقيه را به تو مىبخشم يا براى تو بر مدت آن مىافزايم . امام عليه السلام فرمود : اشكال ندارد اگر بر طلبش نيفزايد و اشكال ندارد كه شخصى از طلب مدتدار خود بكاهد و آن را نقد تحويل بگيرد . » باب 34 جواز فروش كالايى كه نزد بايع نيست 144 - ( 1 ) عبدالرحمن بن حجاج گويد : « از امام صادق عليه السلام دربارهء شخصى سؤال كردم كه از كسى كه گندم ندارد ، آن را بدون مدت مىخرد . امام عليه السلام فرمود : اشكال ندارد ! گفتم : آنان [ اهل سنت ] نزد ما آن را باطل مىدانند . امام عليه السلام فرمود : دربارهء پيشخريد چه مىگويند ؟ گفتم : آن را بىاشكال مىدانند ، مىگويند : آن مدتدار است ، ولى اگر بدون مدت شد و آن جنس نزد فروشنده حاضر نبود ، جايز نيست ! امام عليه السلام فرمود : وقتى بدون مدت باشد ، بهتر است . سپس امام عليه السلام فرمود : اشكال ندارد كه شخصى گندم ( بدون مدت ) و با مدت بخرد و فروشنده آن را نداشته باشد . و فرمود : براى معامله مدت ذكر نمىكند مگر آنكه كالايى باشد كه يافت نمىشود ؛ مثل انگور و خربزه و مانند آن در غير فصل خودش . پس خريدن آن بدون مدت شايسته نيست . » 145 - ( 2 ) عبدالرحمن بن حجاج گويد : « به امام صادق عليه السلام گفتم : شخصى نزد من مىآيد و كالايى را درخواست مىكند و من بر سر سود آن با وى گفتگو مىكنم ، سپس آن را مىخرم و به او مىفروشم . امام عليه السلام فرمود : آيا اينگونه نيست كه اگر بخواهد آن را بگيرد و اگر نخواست ، رها كند ؟ گفتم : آرى ! امام عليه السلام فرمود : اشكالى ندارد !